قالبهای نوشتن تاریخ و کار هرکدام
تاریخ یک چیز نیست؛ چند شکل نوشتن است که هرکدام برای کار متفاوتی ساخته شدهاند. این راهنما به جای آنکه بگوید کدام درست است، میگوید هر شکل چه ویژگیای دارد.
چرا یک روز چند شکل نوشتن دارد
کسی که تاریخی را از جایی برمیدارد و در جای دیگری مینویسد، خیلی زود متوجه میشود که «تاریخ» یک قالب واحد ندارد. ترتیب بخشها میتواند از سال شروع شود یا از روز؛ جداکننده میتواند خط تیره باشد یا ممیز؛ ماه میتواند عدد باشد یا نام؛ نام روز هفته میتواند باشد یا نباشد؛ و رقمها میتوانند فارسی باشند یا لاتین. همهٔ اینها یک روز واحد را نشان میدهند و هیچکدام هم غلط نیست، اما هیچکدام هم جای دیگری را نمیگیرد.
پرسش واقعی معمولاً این نیست که کدام قالب معتبر است، بلکه این است که هر قالب چه اطلاعاتی را همراه خود میبرد و چه اطلاعاتی را به حدس خواننده واگذار میکند. یک تاریخ تمامعددی، وقتی روز و ماه هر دو کوچک باشند، میتواند دو خوانش داشته باشد. تاریخی که نام تقویمش نوشته نشده، شکلی مشابه تاریخ تقویم دیگر دارد و از ظاهرش نمیتوان فهمید به کدام دستگاه تعلق دارد. تفاوت قالبها، تفاوت در همین چیزهاست، نه در سلیقه.
هر قالب چه کاری میکند
قالب مرتبشدنی با بزرگترین بخش آغاز میشود: نخست سال، بعد ماه، بعد روز، هر بخش با تعداد رقم ثابت و با خط تیره میان آنها. هدف این چیدمان خوانایی نیست، مرتبسازی است. چون واحد بزرگتر جلوتر آمده و پهنای هر بخش ثابت است، مقایسهٔ نویسهبهنویسهٔ دو تاریخ همان نتیجهای را میدهد که مقایسهٔ تقویمی؛ یعنی فهرست نام پروندهها، ستون یک صفحهٔ گسترده یا رکوردهای یک پایگاه داده بدون هیچ پردازش اضافهای به ترتیب زمانی درمیآیند. در عوض این قالب چیزی به زبان نمیگوید و هنگام خواندن با صدای بلند به هیچ زبانی طبیعی نیست.
قالب عددی با ممیز فشردهتر است و در نوشتار فارسی آشناترین شکل تاریخ به شمار میآید: سال، ماه، روز، جدا شده با ممیز. کوتاهیاش برای خانههای تنگ و دستنویس مفید است، اما همان کوتاهی بهایی دارد. ترتیب بخشها در سنتهای نوشتاری مختلف یکسان نیست، و تاریخی که هم روز و هم ماهش عدد کوچکی است، بیرون از بافت خودش دو خوانش میپذیرد. خط رقمها هم بخشی از قالب است: همان تاریخ را میتوان با رقمهای فارسی یا لاتین نوشت و شکل دیداریاش عوض میشود، حتی اگر مقدارش عوض نشود.
قالب خوانا نام ماه را بهجای عددش میآورد و با همین یک تغییر، ابهام ترتیب را از میان برمیدارد؛ نام ماه جای خودش را در جمله خودش تعیین میکند و نیازی به قرارداد نیست. اگر نام روز هفته هم به آن افزوده شود، تاریخ یک بخش افزونه پیدا میکند: روز هفته و روزِ ماه باید با هم بخوانند، و ناسازگاریشان نشانهٔ خطای رونویسی است. آخرین شکل، قالب دوتقویمی است که هر دو تاریخ را کنار هم میگذارد و نام هر تقویم را صریح میکند؛ این قالب طولانیترین است و برای مرتبسازی هم ساخته نشده، اما تنها قالبی است که وقتی نوشتهای از یک دستگاه تقویمی به دستگاه دیگر میرود، چیزی برای حدسزدن باقی نمیگذارد.
انتخاب بر پایهٔ کاری که تاریخ باید بکند
بنابراین انتخاب قالب را میتوان از کارِ آن تاریخ بیرون کشید. اگر تاریخ باید مرتب شود یا ماشین آن را بخواند، قالب سالنخست با پهنای ثابت این کار را بدون دستکاری انجام میدهد. اگر باید در فضایی تنگ نوشته یا سریع خوانده شود، قالب عددی کوتاهترین است. اگر باید مستقل از هر قراردادی درست خوانده شود، قالبی که نام ماه در آن آمده کمترین ابهام را دارد، و افزودن نام روز هفته یک نقطهٔ کنترل به آن اضافه میکند. وقتی خانهای شکل خودش را نشان میدهد، همان شکل را تکرار کردن سادهترین راه است.
دو نکته هنگام جابهجا کردن تاریخ ارزش توجه دارد. نخست خط رقمها: رقم فارسی و رقم لاتین یک مقدار را نشان میدهند، اما هر متنی با هر دو کنار نمیآید و هنگام رونویسی بهتر است یکدست بماند. دوم نام تقویم: عددِ تنها نمیگوید به کدام تقویم تعلق دارد، و اگر نوشتهای میان دو دستگاه در گردش است، نگهداشتن هر دو تاریخ کنار هم یا نوشتن نام تقویم، همان چیزی است که بازگرداندن تاریخ به شکل اصلیاش را ممکن نگه میدارد.
منابع
- Borkowski, The Persian Calendar for 3000 Years — the vernal-equinox anchoring of the Solar Hijri year
- The Solar Hijri calendar's own month lengths and leap-year structure